گفتار پنجم – نتیجه بحث61
فصل پنجم–تلاشهایصورتگرفتهدرجهتتلفیق اصول اعلامیه حقوق بشر بااحکام اسلامی63
گفتار اول- تلاشهای داخلی کشورها64
بند اول- تاکید بر حقوق و آزادیهای سیاسی از جمله آزادی بیان در قوانین ایران64
بند دوم-نهادهایحکومتیرسیدگیکنندهبهنقضحقوقبشرازجملهآزادی بیان در حقوق ایران66
گفتار دوم- تلاشهای بین المللی69
بند اول- ضرورت تدوین اعلامیه حقوق بشر اسلامی69
بند دوم- تشریفات تدوین اعلامیه حقوق بشر اسلامی70
بند سوم- محتوای اعلامیه حقوق بشر اسلامی71
بند چهارم- ویژگیهای کلی اعلامیه حقوق بشر اسلامی72
بند پنجم- ابتداعات و نوآوریهای اعلامیه حقوق بشر اسلامی72
بند ششم – حق آزادی بیان در اعلامیه حقوق بشر اسلامی73
بند هفتم – تضادهای واضح اعلامیه اسلامی با اعلامیه جهانی حقوق بشر73
بند هشتم – دلایل مخالفان اعلامیه اسلامی74
بند نهم- نتیجه بحث75
نتیجه گیری76
منابع و ماخذ78
ضمائم83
متن اعلامیه حقوق بشر اسلامی (اعلامیه قاهره)84
متن اعلامیه حقوق بشر و میثاقین90
میقاق بین المللی حقوق مدنی و سیاست95

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

چکیده انگلیسی117
چکیده:
حقوقدانان تعاریف مختلفی از آزادی بیان ارائه نمودهاند اما تعریف حقوقی و جامعتر آن است که: «آزادی بیان یعنی آزادی در ابراز عقیده، نظر و فکر اعم از اجتماعی، سیاسی، فلسفی یا مذهبی» مضافاً اینکه تمام متفکران به این مسأله قائلند که باید آزادی بیان در چارچوب مشخص بوده تا به حقوق دیگران لطمه وارد نیاورد.
آزادی بیان در ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده 18 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مورد اشاره قرار گرفته است مضافاً اینکه مکاتب بشری چون مارکسیسم و لیبرالیسم نیز به آن اشاره دارند اما اهمیتی که مکتب الهی اسلام بر آزادی بشر از جمله آزادی بیان داشتند قابل انکار نمیباشد آزادی بیان در گفتار و اقاریر و سنت معصومین (علیه السلام) و خلفای عصر اولیه اسلامی و نیز متفکرین و اندیشمندان اسلامی گذشته و حال به وضوح دیده میشود. آزادی بیان در اصول و مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی با آزادی بیان مندرج در متون اسلامی دارای تفاوتها و تشابههایی است که این پایان نامه سعی دارد با رویکرد تحلیلی به این تفاوتها و تشابهها اشاره نماید.
مقدمه:
1- بیان مسأله
ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر مقرر میدارد: «هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار در اخذ و انتشار آن با تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.
ماده 18 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی میگوید:
«هر کس حق آزادی فکر و جدال و مذاهب یا معتقدات به انتخاب خود و همچنین آزادی ابراز مذهب یا معتقدات خود به طور علنی یا در خفا در عبادات و اجرای آداب و اعمال و تعلیمات مذهبی میباشد…»
در ماده 19 اعلامیه و 18 میثاق بین المللی به دو مسأله اشاره شد در اولی آزادی بیان به طور کلی و دیگری آزادی بیان در مسائل مذهبی و دینی.
این دو مسأله قرنها پیش از تدوین این دو سند بین المللی در دستورات مذهبی اسلام نیز به وضوح دیده میشد شاید آزادی بیان و عقیده برای یک فرد اروپایی که سالها گرفتار جهل و خرافات قرون وسطی بود امر جدید و نوینی بوده ا ما برای یک فرد مسلمان با تاکیداتی که این مذهب نموده نمیتواند امری تازه باشد.
با اینکه اسلام در تاکید بر حقوق بشر از مکاتب غربی پیش قدم بوده اما تفاوتهایی عمده میان مصادیق و اسلوب حقوق بشر در اسلام و اعلامیه جهانی حقوق بشروجود دارد. این تفاوتهای غالب واقع در قالب تضاد است که بسیار مشهود و واضح است به طوری که بسیاری از حقوقدانان معتقد به نوعی از حقوق بشر به نام «حقوق بشر اسلامی» میباشند. بیان این تضادهای میان حقوق بشر در اعلامیه جهانی و متون اسلامی و راه حل رفع این تضادها با استفاده از ابزارهای فقهی مثل احکام ثانویه اسلامی مسأله اصلی و بنیادین این تحقیق میباشد.
2- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
آزادی بیان از بنیادیترین حقوقی است که یک انسان میتواند داشته باشد این حق که در قرون اخیر مورد تاکید اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق و سایر اسناد بین المللی و علمای حقوق و اندیشمندان قرار گرفته قرنها پیش مورد تاکید ادیان الهی به خصوص اسلام بوده است به طوری که در دهه اولیه اسلامی که مقارن با حکومت پیامبر (ص) و خلفای راشدین بود. این حق به طور کامل اجرا میشده و افراد جامعه در بیان عقاید خود آزادی کامل اما در چارچوبی مشخص بنام شرع داشتهاند. به عنوان نمونه حضرت علی (ع) امام اول شیعیان و خلیفه چهارم اهل سنت و جماعت در برخورد با اهل یعنی (خوارج) مادامی که آنها تنها بیان و نشر عقیده مینمودند با آنها برخورد نداشتند و حتی حقوق و سهمیه آنها را از بین المال پرداخت میفرمودند و زمانی که حضرت به پیکار با آنان پرداختند که آنها اقدام به تفکیر و کشتار مسلمین و بیگانگان مینمودند. اهمیت و ضرورت این تحقیق در این است که ضمن بیان و بررسی حق آزادی بیان در اعلامیه جهانی و فقه اسلام و کلام معصومین علیهم السلام به بررسی و ذکر تضاد و یا تعارضات میان این حق در اعلامیه و فقه اسلامی با رویکرد تحلیلی میپردازد.
3- مرور ادبیات و سوابق مربوطه
بررسی حق آزادی بیان در اعلامیه جهانی حقوق بشر و اسلام در بسیاری از کتب محققان حقوقی و فقها دیده شده از جمله در کتبی چون:
– آزادیهای عمومی و حقوق بشر، مولف دکتر منوچهر طباطبائی موتمنی- سیری در جقوق بشر، مولف جهانبخش امیری -حقوق بشر، مولف دکتر حسین شریفی طراز کوهی و نظام بین الملل حقوق بشر، مولف حسین مهرپور که در این کتب به بیان و توضیح مصادیق مطرح در زمینه حقوق بشر در اعلامیه جهانی و میثاق پرداخته شده است که یکی از آنها آزادی بیان و عقیده میباشد. مضافاً در کتاب های، حقوق بشر در اسناد بین المللی و موضع جمهوری اسلامی ایران، مولف دکتر حسین مهرپور و حقوق بشر در راه کارهای اجرای آن، مولف حسین مهرپور در خصوص اسناد و معاهدات بین المللی حقوق بشر و عکس العمل ایران در خصوص آنها و عدم اجرای آن توسط دولت ایران به دلیل مغایرت با معتقدات اسلامی و راه کار اجرای این مقررات بین المللی به طوری که به معتقدات دینی لطمه وارد نیاید توضیحاتی داده شده است. همچنین در آثاری چون فرهنگ حقوق بشر، مولف دکتر حسین فرهنگ – فلسفه حقوق بشر، مولف آیت ا.. جوادی آملی – اسلام و حقوق بشر، مولف دکتر زین العابدین قربانی و حقوق بشر در اسلام، مولف عسکر حقوقی در این 4 کتاب به بیان مسأله فلسفه حقوق بشر در اسلام و دلیل تاکید اسلام بر رعایت حقوق انسانها و فرهنگ سازی اسلامی در زمینه حقوق بشر توضیحاتی داده شده است و نظر اسلام را در خصوص برخی مصادیق حقوق بشر بیان داشته است. مثل قضیه آزادی بیان و اعتقاد مذهبی.
4- جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق:
شاید در آثار زیادی به مباحث حقوق بشر و آزادی بیان پرداخته شده اما این در قالبی جامع و یک اثر منحصر به موضوع آزادی بیان امری جدید و دارای نوآوری میباشد.
5- اهداف مشخص تحقیق
بررسی آزادی بیان در اعلامیه جهانی حقوق بشر و متون و فقه اسلامی و شیعی، بیان تعارضات در زمینه آزادی بیان در اعلامیه جهانی و فقه اسلامی و حل اینگونه تعارضات با الهام از فقه اسلامی و کلام بزرگان دین و استفاده از ابزار احکام ثانویه از اهداف مشخص این تحقیق می باشد.
6- در صورت داشتن هدف کاربردی، نام بهره وران
این تحقیق میتواند مورد استفاده دانشجویان و طلاب محترم، محققان و علاقه مندان قرار گیرد.
7- سئوالات تحقیق:
سؤال اصلی: چه تضادی میان آزادی بیان در اعلامیه جهانی و متون اسلامی وجود دارد؟
سؤال فرعی: چگونه و تحت چه شرایطی میتوان تضادهای میان اعلامیه جهانی حقوق بشر و متون اسلامی را رفع نمود؟
8- فرضیههای تحقیق:
1) بین حق آزادی بیان در اعلامیه جهانی و متون اسلامی و شیعی علی رغم تشابهات، تضادهایی نیز وجود دارد.
2) میتوان این تضادها را با الهام از اسلام و احکام ثانویه اسلامی رفع نمود.
9- تعریف واژهها و اصطلاحات فنی و تخصصی
اعلامیه جهانی حقوق بشر = اعلامیه جهانی حقوق بشر در دهم دسامبر 1948 (19 آذر 1327) با رای مثبت 48 و ممتنع 8 دولت از مجموع 56 عضو سازمان ملل به تصویب مجمع عمومی رسید.
میثاقین = میثاقین حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مشتمل بر 31 ماده و یک مقدمه در 16 دسامبر 1966 به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید.
10- روش تحقیق
این تحقیق با استفاده از منابع کتابخانهای (کتب – مقالات – پایان نامهها) و اینترنتی و با روش فیش برداری و با رویکرد توصیفی، کیفی و تحلیلی در قالب پنج فصل و بر فصل شامل تعدادی گفتار و بند تهیه و ارائه میگردد در فصل اول (کلیات) – تعاریفی از آزادی و بیان و آزادی بیان ارائه شد. در فصل دوم آزادی بیان در اسلام و اعلامیه جهانی حقوق بشر مورد شرح واقع و در فصل سوم به مقایسه حق آزادی بیان در اسلام و اعلامیه جهانی پرداخته می شود در فصل چهارم نیز به موضوع نگاه انتقادی به حق آزادی بیان در اعلامیه جهانی حقوق بشر اشاره و در فصل پنجم تلاشهای صورت گرفته در جهت تلفیق اصول اعلامیه حقوق بشر با احکام اسلامی بیان و در آخر نتیجه گیری صورت می پذیرد
فصل اول
کلیات
گفتار اول – تعریف آزادی بیان
بند اول- تعریف آزادی
آزادی توانایی انجام هر آن عملی است که به حقوق دیگران لطمه وارد نکند. آزادی یک نظم قانونی و یک عمل مسئولانه است. همان گونه که در اعلامیه حقوق بشر و شهروند فرانسه آمده است: «آزادی عبارت است از توانایی انجام هر گونه عملی که به دیگران لطمه وارد نیاورد. یعنی اینکه آزادی انجام هر گونه عملی در راهبرد زندگی در چارچوب یک نظم توأم با مسئولیت است. آزادی دو چیز است اول اینکه انسان در معرض تعدی و تجاوز مزاحمت دیگران نباشد و دوم اینکه بتواند هر چه بخواهد انجام دهد به شرط آنکه زیانی به حقوق دیگران وارد نیاورد که در اصطلاح اولی را آزادی منفی و دومی را آزادی مثبت مینامند و این هر دو ناشی از رفتار متقابلی است که افراد در اجتماع با یکدیگر دارند و باید در پیش بگیرند و چون سهم هر یک از اعضای اجتماع در آزادی با یکدیگر برابر است و همه به طور برابر از آزادی برخوردارند سپس لازم است مشخص شود که حدود آزادی چیست تا در حین اینکه خود از آزادی بهرمند است حرمت حریم آزادی دیگران نیز مصون و محفوظ باقی بماند. اینجاست که قانون تعیین میکند که قلمرو آزادی فرد تا کجاست.1
و اما آزادیهای عمومی و آن عبارت است از مجموع حقوق که برای خود نوعی استقلال و خود سامانی در زمینههای مختلف زندگی فردی و اجتماعی تامین میکند و این حقوق از لحاظ رشد شخصیت انسانی ضروری شناخته میشود.2
بند دوم – تعریف بیان
در کتب حقوقی کلمه بیان مورد تعریف واقع نشده است شاید دلیل آن روشن بودن و واضح بودن این کلمه برای اذهان میباشد. بیان مترادف کلماتی چون، حرف و صحبت، سخن و گفتار میباشد و در اصطلاح کلماتی است که انسان در محاورات خود با افراد و اجتماع آن را بکار میبندد.
کلمه بیان به دو مفهوم در قرآن کریم مورد استفاده قرار گرفته است یکی معنا آنچه انسان با دیگران ارتباط کلامی برقرار میکند که همان سخن و از خصوصیات نوع بشر است. چنانچه در سوره الرحمن آیه 4 بعد از ذکر خلق انسان میفرماید «علمه البیان» (او را بیان آموخت) در اینجا بیان در معنای لغوی آن استعمال شده است اما معنای دیگری که در قرآن برای کلمه بیان مطرح نموده عبارت از خود قرآن است در جایی که میفرماید: «هذا بیان للناس و هدس و موعظه للمتقین» (و این بیانی برای مردم و هدایت و پندی برای متقین است) (آل عمران – 138) قرآن خود از جنس لفظ و کلام است و در آیات متعددی همچون «انا انزلنا قرءناً عربیاً لعلکم تعلمون (همانا ما قرآن را عربی فرو فرستادیم شاید که تعقل کنید) – (یوسف آیه 2) بدان اشاره نموده است.3
خداوند متعال با خلق انسان و بطور جزئی با خلق هر عضوی از وی کارایی خاص آن را به او عنایت فرموده است. در آیات 8 و 9 سوره بلد میفرماید: «الم نجعل له و عینین و لساناً و شفقین» که اشاره به خلق چشم و زبان و لب نموده که بر انسان را برای انجام کاری توانایی بخشیده است که همه از مصادیق در خلق الانسان» و البته مشترک بین انسان و دیگر حیوانات میباشد ولی آنچه در این میان از اختصاصات انسان میباشد قدرتی است که وی برای بیان مقاصد و برقراری ارتباط با دیگران دارد. در حالی که داشتن وسیله آن که زبان و لب میباشد با حیوانات وجه مشترک دارد بنابراین چنین اعضایی برای برخورداری از قوه کلام و بیان کافی نبوده و قرآن با اشاره به «علمه البیان» بیان را تعلیم مستقیم خداوند دانسته و آنرا یکی از ویژگیهای انسان و از علائم گرامی داشت وی نسبت به ؟؟ حیوانات برشمرده است.4
بند سوم – تعریف جامع و حقوقی آزادی بیان
قبل از اینکه به تعریف جامع و حقوقی از آزادی بیان بپردازیم باید به مسأله آزادی عقیده پرداخته شود چرا که ابتدائا باید عقیده و نظری وجود داشته باشد تا آن بیان شود و این دو لازم و ملزوم هم بوده و از هم قابل انفکاک نمیباشند.
آزادی عقیده عبارت است از اینکه هر شخصی هر فکری اعم از اجتماعی، فلسفی، سیاسی یا مذهبی را که میپسندد یا آن را عین حقیقت میپندارد آزادانه انتخاب کند بیآنکه مواجه با نگرانی و یا بیم و تجاوزی شود.5
آزادی بیان عقیده از جمله حقوق غیرقابل سلب و ارزشمندی است که احترام به آن لازمه اصل آزادی عقیده به نظر میرسد و به کار افتادن اندیشه و فکر نباید با موانعی مواجهه شود که این حق طبیعی را از انسان سلب کند. با وجود این بازتابهای اجتماعی نسبت به تاثیرات ناشی از بیانات جسورانه و بیملاحظهای را که ممکن است جریحه دار کردن وجدان عمومی باشد نباید نادیده گرفت.6
مسأله آزادی بیان و عقیده در حقوق داخلی و قوانین اساسی کشورها و نیز در قواعد بین المللی مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقین مطرح گردیده است. مثلاً در قانون اساسی ایران آزادی بیان در نشریات به شرط عدم اخلال به مبانی اسلام و حقوق عمومی و آزادی بیان و نشر افکار در رادیو و تلویزیون با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور اشاره شده است.7
در حقوق بین الملل نیز آزادی بیان و عقیده دارای جایگاه میباشد و موادی از اعلامیه حقوق بشر و میثاقین به آن اشاره دارد. ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر مقرر میدارد و هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و اخذ و انتشار آن با تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.»
ماده 18 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی میگوید:
1- هر کس حق آزادی فکر وجدان و مذهب یا معتقدات به انتخاب خود همچنین آزادی ابراز مذهب یا معتقدان خود خواه به طور فردی یا جمعی خواه به طور علنی یا در خفا در عبارات و اجرای آداب و اعمال و تعلیمات مذهبی میباشد.
2- هیچ کس نباید مورد اکراهی واقع شود که به آزادی او در داشتن یا قبول یک مذهب یا معتقدات به انتخاب خوبش لطمه وارد آورد.
3- آزادی ابراز مذهب یا معتقدات را نمیتوان تابع محدودیتهایی نمود مگر آنچه منحصراً به موجب قانون پیش بینی شده است و برای حمایت از امنیت، نظم، صلاحیت یا اخلاق عمومی و یا حقوق و آزادیهای اساسی دیگران ضرورت داشته باشد.
4- کشورهای طرف این میثاق متعهد میشوند که آزادی و دین و برحسب مورد سرپرستان قانونی کودکان را تامین آموزش مذهبی و اخلاقی کودکان مطابق معتقدات خودشان محترم بشمارند.
ملاحظه میشود که:
میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی در توضیح و تکمیل اعلامیه جهانی حقوق بشر آزادی عقیده را متضمن دو حق میداند: یکی حق داشتن یا قبول یک عقیده و دیگری حق ابراز آن. منظور از داشتن عقیده آن است که شخص بر عقیدهای را که مایل باشد آزدانه انتخاب کند و افزون بر آن مجبور نباشد عقیدهای را بپذیرد و یا به داشتن عقیده خود اعتراف کند و منظور میثاق بین المللی نیز ایفاد همین معنی است. آزادی عقیده و آزادی بیان از یکدیگر جدا و تفکیک ناپذیر نیستند زیرا فکر و اندیشه بدون سخن و بدون ابراز آن ارزشی ندارد. فکر جزء مکنونات باطنی و پنهانی بشر و در نهان خانه دل اوست و ما را به آن دسترسی نیست و آن وقتی شکل پیدا میکند که به گونهای از راه گفتار، نوشتار، رفتار و غیره در عالم خارج ابراز و ظاهر شود و تا این حد آزاد و درخور احترام است و منطقاً و قانوناً نباید مانع آن شد ولی آنجا که فکر جنبه مجرمانه به خود بگیرد یعنی مخل نظم عمومی، امنیت ملی، اخلاق حسنه و حقوق و آزادیهای دیگران شود منطقاً قابل تحمل و درخور احترام نخواهد بود.
گفتار دوم – آزادی بیان در مکاتب بشری
ضرورت طرح این مبحث
اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقین حقوق سیاسی و مدنی محصول رنسانس فکری عصر جدید یعنی قرون 19 و 20 میلادی میباشد فلذا ضروری است قبل از طرح مباحث اصلی تحقیق مختصری در خصوص نظر این مکاتب بشری در خصوص آزادی بیان مطرح گردد از میان این مکاتب دو مکتب فکری مارکسیسم و لیبرالیسم از اهمیت بسزایی برخوردار بوده فلذا نظر این دو مکتب در خصوص آزادی بیان در قالب دو بند مطرح میگردد:
بند اول- دیدگاه لیبرالیسم در خصوص آزادی بیان
بارزترین ارزش لیبرالیسم آزادی یا اختیار است. نهادهایی چون حکومت زمانی ارزشمندند که برای تحقق اصول مسلم و اساسی فرد – فرد شهروندان از هیچ تلاشی مضایقه نکنند و در صورت ناتوانی سریعاً از شهروندان پوزش و از مسئولیتی که بر عهدهاش گذاشتهاند استعفا نماید چرا که اهمیت اساسی بسط حیات بشر به صورت گوناگونی و مترقی و متنوع در آزادی است و هر چه در این امر مورد استدلال، تعبیر و تفسیر قرار گیرد در حمایت آزادی امکان پذیر است.8
اندیشمندان معروف لیبرالیسم همانند مایک ولتر آزادی را به عدالت ترجیح میدهند و اعتقاد دارند که عدالت در فضای آزاد حاصل میشود. پویر معتقد است که برای از بین بردن نابرابریها و ایجاد عدالت به مهندس اجتماعی نیازمندیم او معتقد است هر چند پدیده فقر پدیدهای است که میباید برای از بین بردن آن تدبیری اندیشیده و راه حلهایی برای آن ارائه داد ولی اهمیت آزادی را بر فقر مادی افراد ترجیح میدهد و اعتقاد دارد که در فضای آزادی توان در مورد مفهوم فقر و رفع آن چاره جویی کرد. بنابراین علاوه بر اینکه مفاهیمی ارزشی مانند آزادی، فضیلت، عدالت، شجاعت، خوشبختی از عهده باستان و به ویژه در آثار سقراط، افلاطون، ارسطو، سیسرون و … مطرح بوده است.
وی از زمان شکل گیری سرمایهداری مفهوم آزادی نسبت به مفاهیم دیگر در میان اندیشمندان چون ژان ژاک و روسو از جایگاه ویژهای برخوردار است.
در لیبرالیسم آزادی وسیله رسیدن به یک هدف سیاسی متعالیتر نمیباشد بلکه آزادی عالیترین هدف سیاسی است و آزادی به عنوان روح عقل و عقلانیت تلقی و عقلانیت در فضای آزادی تکوین میشود. آزادی از منظر لیبرالیسم محدود کردن قدرت فرمان روا و حاکم است به نفع مردم. از منظر این مکتب اختیارات دولتها محدود و یک سری رشته نظارتهای قانونی مانند انجمنها، احزاب و مطبوعات میتوانند بر عملکرد دولتها نگاه انتقادی و اعتراض داشته باشند. این فکر به شکل گیری رژیمها دمکراتیک انجامید.
بنابراین نقد حکومت یا قدرت در جوامع دمکراتیک کاملاً پذیرفته شد و این نقد در فضای آزاد بوجود آمد و این سوال در میان اندیشمندان لیبرال کلاسیک مطرح شد که آیا دولتها میتوانند به حریم عقاید مردم دست درازی کنند و سؤال دیگری که توسط لیبرالها مطرح میشود این است که آیا بهترین و بهترین حکومتها حق دارند عقیدهها را خاموش و از آزادی بیان، اندیشه و عقیده جلوگیری نمایند؟ لیبرالها معتقدند که بهترین و بدترین نوع حکومتها حق ندارند عقیدهای را به زور خاموش کنند چرا که انجام این کار نفساً مخرب و زمان زیان بخش است. گرفتن عقاید هر شخص مثل این است که ثروت و املاکش را از او بگیرند همان طور که دارای هر شخصی برای او ارزشمند است و میتواند از آن استفاده کند داشتن عقاید هم بدین صورت است. استوارت میل معتقد است اگرثروت و دارایی او برای او و چند نفر دیگر ارزشمند است و میتواند از ان استفاده کند و گرفتن آن بر چند نفر لطمه وارد میکند. ولی خطر خاموش کردن عقیده در این است که زیان آن دامنگیر همه بشر، میشود و آنچه آیندگان از این حیث از دست میدهند کمتراز خسارتهایی که نصیب نسلها معاصر میگردد نیست (مثل گالیله)- زمانی که جلوی آزادی بیان و اندیشه گرفته شود مخالفان خیلی بیشتری از صاحبان آن عقیده ضرر و زیان میبینند زیرا اگر عقیدهای که به زور خاموش کردهاند صحیح باشد در این صورت همان کسانی که با آن مخالفند از این فرصت گرانبها که بطلان را با حقیقت مبادله میکنند محروم شدهاند اما اگر عقیدههای اشتباه باشد خفه کنندگان آن باز به تقدیر زیان بردهاند چون از برخورد عقاید آزادی بیان و اندیشه و برخورد حق و باطل به هم سیمای حقیقت زندهتر و روشنتر دیده میشود.9
لیبرالها معتقدند اگر در جامعهای آزادی نباشد و یا آزادی بیقید و شرط نباشد مردم آن جامعه آزاد نیستند اما لیبرالها هم معتقدند که آزادی نباید باعث ضرر و زیان افراد شود. محرز و مشخص است که این خود یک تناقض آشکار در تعالیم لیبرالیسم میباشد چرا که ابتدائاً آزادی با قید و شرط را با علوم آزادی برابر دانسته و از طرف دیگر معتقدند آزادی نباید باعث ضرر و زیان افراد جامعه شود.
بند دوم – دیدگاه مارکسیسم در خصوص آزادی بیان
در اواسط قرن 19 فلسفه مارکس بیان کننده خواستههای طبقه کارگری در برابر تئوریهای لیبرال بود. لیبرالیستها که در طبقه متوسط جامعه جاخوش کرده بودند و به دنبال سهم خواهی از قدرت بودند و به هر طریق به دنبال محدود کردن بال و پرقدرت و دست اندازی آن بودند و از طریق آزادی میتوانستند قدرت را نقد کنند در قرن 19 به دلیل توسعه گرفتن طبقه کارگری که پروسه تولید کالا بر روی دستان و شانههای این قشر میچرخید. نظرها بیشتر به اجرای آزادیهای مادی و حقوقی مادی معطوف شده بود. سرمایه داران در قرن 18 به دلیل ارتقاء سطح مادی میتوانستند از آزادیهای اجتماعی و سیاسی بیشتر به نفع خود بهره ببرند ولی طبقه کارگر رو به گسترش از در اختیار داشتن امکانات مادی محروم بود از طرف دیگر مورد استثمار طبقه سرمایهداری قرار گرفته بود طبقه کارگر طبعاً به دنبال مبارزه با ستم اقتصادی بود و طبقه متوسط مبارزه با ستم سیاسی.10
ایدئولوژی مارکسیسم خود را صدای خواستههای طبقه کارگر، میدانست و اعلام میکرد که اعلامیههای حقوق و آزادی مندرج در آن بیشتر جنبه صوری دارد چرا که قانون حکومت سیاسی را به عنوان رو بنا تلقی میکرد.11
مطابق اعتمادات مارکسیسمی دولت، دستگاه قضایی و حاکمیت در دستان سرمایه داری است و سرمایه داری میتواند با خشونت یا دروغ آزادی بیان را لغو یا آزادی صوری را ترویج نماید. بنابراین آزادی بیان حقیقی زمانی میسر است که قدرت سیاسی که ناشی از قدرت مالی و اقتصادی است در ید مردم قرار گیرد مارکسیستها در برابر مفهوم آزادیهای عمومی، آزادیها، حقیقی را مطرح مینمایند و مظاهر آزادیهای اجتماعی و سیاسی از جمله آزادی بیان در جوامع لیبرالی را صوری و آزادی حقیقی را به ترتیب فوق الذکر تعریف مینمایند.
فصل دوم
آزادی بیان در اسلام و اعلامیه جهانی حقوق بشر
گفتار اول- دیدگاه اسلام در خصوص آزادی بیان
بند اول- نظر قرآن در خصوص آزادی بیان
در آیات کلام الله از آزادی بیان به عنوان قانون الهی به شکلهای گوناگون و مختلفی تعبیر شده است:
در سوره مبارکه زمر/ آیات 17 – 18 این گونه میخوانیم: «آنان که از طاغوت دوری جستند تا مبادا او را بپرستند و به سوی خدا بازگشتند آنان را مژده باد پس به بندگان من که به سخن گوش فرا میدهند و بهترین آن را پیروی میکنند بشارت ده آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده و آنها خردمندانند»
در این آیه شریفه قرآن کریم برخورداری از هدایت را در گوش دادن به بیانهای گوناگون موافق و مخالف و برگزیدن و انتخاب نیکوترین آنها میداند و این مصداق بارز آزادی بیان میباشد.12
در آیه دیگری13 خدای متعال از پیامبرش میخواهد که در برخورد با مخالفین ضمن دعوت آنان به حکمت و اندرز نیکو، زمینه را برای آزادی بیان و انتخاب آزادانه آنان فراهم آورد در این آیه شریفه نخستین گام برای دعوت به حق هدایت در راهنمایی مخالفین به سوی سعادت استفاده از منطق صحیح و استدلال حساب شده یعنی حکمت معرض شده است و دومین گام در طریق دعوت به حق پند و اندرز نیکو و سومین گام مجادله و مناظره بین افراد دانسته شده که لازمه آن آزادی بیان میباشد.
قرآن کریم در سوره آل عمران آیه 20 به پیامبرش دستور میدهد و میگوید «اگر با تو به گفتگو و مجادله برخیزند تو به آنان بگو که من و پیروانم در برابر خدا و فرمان او تسلیم شدهایم و به آنها که اهل کتاب هستند و بیسودان بگو آیا شما هم تسلیم شدهاید؟اگر در برابر فرمان و منطق حق تسلیم شوند هدایت مییابند و اگر سرپیچی کنند نگران نباش زیرا بر تو ابلاغ رسالت است و خدا نسبت به اعمال و عقاید بندگان بیناست.
از این آیه به خوبی استفاده میشود که روش پیامبر (ص) هرگز تحمیل فکر و عقیده و استبداد رای نبوده است بلکه کوشش و مجاهدت داشته است که حقایق بر مردم روشن شود و سپس آنها را به حال خود وامیگذاشته که خودشان تصمیم لازم را در پیروی از او بگیرند.14
قرآن کریم مجدداً در سوره آل عمران آیه 61 پیامبر (ص) را موظف میکند که در صورت اصرار مخالفان بر عدم پذیرش حق بعد از اطلاع و آگاهی نسبت به آن بدون هیچ گونه تهدید و ارعابی با آنان به مباهله برخیزد و این عمل بزرگترین سند و دلیل بر وجود آزادی بیان در جامعه اسلامی است.
سپس در اینکه آزادی بیان مورد پذیرش و تایید قرآن است به استناد به آیات فوق و بسیاری دیگر از آیات قرآن شکی باقی نمیماند اما مسأله سر حدود آزادی بیان است و این سئوال پیش میآید که آیا قرآن آزادی بیان را چون مکاتب غربی به شکل غیرمحدود پذیرفته یا آن را در حد و حصری قرار داده است؟
در جواب باید گفت: اگر آزادی بیان در حد و حصر قرار نگیرد چه بسا موجب ضلالت و گمراهی انسان میشود و این مسألهای است که قرآن کریم به آن توجه داشته است.
خطوط کلی که قرآن کریم برای آزادی بیان تعیین کرده است عبارت است از:
1- عدم مخالفت با حکم خدا و پیامبرش حتی در امور مربوط به خودشان لذا در قرآن کریم میخوانیم در هیچ مرد و زن با ایمان حق ندارد هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند اختیاری در برابر فرمان خدا داشته باشد و هر کس نافرمانی خدا و رسولش را کند به گمراهی آشکاری گرفتار شده است.15
2- نیامیختن حق با باطل و عدم کتمان حقایق دینی «حق را با باطل نیامیزید و حقیقت را با اینکه میدانید کتمان نکنید»
3- عدم بدعت گزاری در این و اظهارنظر خلاف واقع «به خاطر دروغی که بر زبانتان جاری میشود نگویید این حلال است و آن حرام تا بر خدا افترا ببندید به یقین کسانی که بر خدا دروغ میبندند رستگار نخواهد شد.16» یعنی انسان نباید به بهانه آزادی بیان حقایق دینی را وارونه جلوه کند و با اعتقادات دین مردم بازی نماید.
4- پرهیز از اهانت به مقدسات افراد، اقوام و ملیتها «و آنهایی که مشرکان به جای خدا میخوانند (یعنی بتها) دشنام ندهید»17 برخورد ملایم و مسالمت آمیز با اعتقادات افراد، اقوام و ملیتها خود زمینه ساز گرایش آنها بر حق و حقیقت است و برخورد تند و تحقیرآمیز خصومتها را بیشتر مینماید.
5- پرهیز از تمسخر، عیب جویی، به کار بردن القاب ناشایست، بدگویی، غیبت، تجسس «ای کسانی که ایمان آوردهاید نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند و نه زنان زنان دیگر را … یکدیگر را مورد طعن و عیب جویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید … هرگز در کار دیگران تجسس نکنید و هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند…»18
6- گفتار نیکو با انسانها «با مردم به نیکی صحبت کنید»19 یعنی مردم مکلفند در ضمن استفاده از حق آزادی بیان از گفتن سخت درشت و غیرملایم با دیگران خودداری نمایند.
7- پرهیز از گفتار مبتنی بر گمان و سوء ظن به دیگران – «کسانی که زنان پاکدامن را متهم میکنند و سپس چهار شاهد و گواه نمیآورند – هشتاد تازیانه به آنها بزنید و هرگز گواهی آنها را نپذیرید»20
8- ممنوعیت خرید و فروش سخنان و نوشتههای انحرافی – «برخی از مردم کسانیاند که سخنان بیهوده را میخرند تا مردم را گمراه سازند – برای آنان عذابی خوار کننده خواهد بود.»21
آیات مطرح شده از جمله مواردی است که حدود و قلمرو آزادی بیان را روشن و مشخص میکند و خطوط اصلی و کلی آن را نشان میدهد لذا افراد، اقوام و جوامعی که در محدوده و قلمرو تعیین شده حرکت کنند با خیال آسوده و راحت میتوانند اظهار نظر نموده و اعتقاداتشان را صادقانه بیان کنند ولی اگر به بهانه آزادی بیان راه گناه و معصیت را در پیش گیرند و دروغ و تهمت و شایعه پراکنی راه بیندازند، افکار، اعتقادات و ارزشها، دینی و مذهبی مردم را مضحکه قرار دهند و با اشاعه فساد و بیبند و باری و منکرات، ارزشهای اخلاقی و انسانی را متزلزل سازند از نظر قرآن و پیامبران الهی و ائمه این گونه اعمال و رفتار نه تنها سرزنش برانگیز مخل آزادی بیان میباشد بلکه جامعه را به سوی انحراف و سقوط میکشاند.
بند دوم – نظر معصومین در خصوص آزادی بیان
اگر دموکراسی را به طور اصولی حکومت مردم بر مردم و اداره امور ملتها را به وسیله خود آنها معنی کنیم و راه رسیدن به آن را اظهارنظر اکثریت از طریق انتخابات و مشورت آزاد بدانیم این دقیقاً همان نظام عمومی است که قرآن آن را سقارش و توصیه کرده است و این نظریه خیلی پیش از انقلاب کبیر فرانسه و پارلمانتاریسم انگلستان ابراز شده است این شیوه توسط شخص پیامبر (ص) در مدینه و توسط حضرت علی (ع) و امام حسن (ع) در دوران کوتاه خلافتشان عمل شده است یکی از آیات قرآن (بقره – آیه 159) به طور مستقیم خطاب به پیامبر است و به او دستور میدهد که با تابعین خود در همه امور مشورت کند و جسارت آنها را ببخشد و با آنها از راه رحمت و سازش درآید22 و تمام این موارد جزء با قبول و اجرای مکانیزم آزادی بیان ممکن نمیباشد.
علی (ع) نمونه اعلاء دموکراسی و رعایت حق و آزادی میباشد اولاً از هیچکس به اجبار برای خلافت خود بیعت نمیگیرد و ثانیاً کسانی را که با او بیعت نمینمایند دراشاعه نظریات و ابراز مخالفت آزاد میگذارد.23 جنگ با معاویه را به مشورت میگذارد ابتدا با مهاجرین و انصار و سپس در مسجد در سطح عمومی آن را مطرح میکند. در این جلسه سخنرانیهای متعددی از جانب برخی سخنگویان مردم ؟؟ علیه جنگ گفته میشود و بالاخره اکثریت رای میدهند که به قدر کافی اقدام سیاسی صورت گرفته و اکنون راهی جزء جنگ باقی نمانده است. در ختم جنگ و آتش بس هم تسلیم رای عمومی شد در حالی که خود با ختم جنگ مخالف بود حتی در عزل و نصب مامورین و کارگزاران خود نیز رای مشاوران را میپذیرفت حتی اگر مخالف نظر خودش بود در جریان جنگ صفین با وجود اینکه اکثر مشاوران به انجام آن رای داده بودند برخی شخصیت یا حاضر به جنگ نمیشدند از جمله عبدالله بن مسعود که از صحابی نامدار و کاتب وحی بود و عدهای هم به امام گفتند که در این جنگ هنوز به حق و باطل دو طرف آگاه نیستند لذا مدتی از کنار صحنه عملکرد دو طرف را نظاره میکنیم هرکدام را حق یافتیم با او همراهی مینماییم و علی (ع) در پاسخ به این عده نه به سمت و خلافت خود استناد کرد و نه به رای اکثریت مشاوران در اقدام به جنگ صفین بلکه آنها را تشویق و تایید مینماید و میگوید: آفرین – مرحبا این است ؟؟ در دین و معرفت نسبت به سنت و هر کس به این روش شما رضای ندهد او خائن و جبار است.24
حضرت علی (ع)در دوران خلافت خود مردم را دعوت میکرد که حرف خود را بگویند و مپندارند که او هرگز اشتباه نمیکند.25 در جای دیگر مولای متقیان (ع) میفرماید: بالاترین جهاد سخن عدل نزد ستمگر است و در جای دیگر چنین فرموده: از سخن و مشورت به عدل خودداری نکنید.26

مسأله آزادی بیان علاوه بر آنکه در سنت و سیرت علی (ع) دیده میشد پیشتر از او در کلام حضرت رسول خاتم (ص) دیده شده که به شکل احادیث نبوی در نزد تمام فرقه اسلامی مورد تایید و پذیرش است که به برخی از این احادیث اشاره مختصر میشود:
هر کس بدعتی برخلاف آیین اسلام پدید آورده است با آن به مبارزه برخیزید و اگر از مبارزه ناتواناید زبان به اعتراض بگشایید و اگر قادر به اعتراض نیستید در دل از آن بیزاری جویید. ایشان در حدیث دیگری چنین فرمودند: جمعی از کشتی نشینان صحنه کشتی را میان خودشان تقسیم کردند یکی از انان هوس کرد جایگاه مخصوص به خود را با تبر بشکافد گفتنش داری چه میکنی. گفت اینجا مخصوص به خودم است هر چه خواستم میتوانم انجام دهم. فرمود: اگر دست او را بگیرید و مانع از خرابکاریش شوید هم او را نجات دادهاید و هم خودشان نجات یافتهاند و اگر آزادش بگذارند هم او و هم خودشان نابوده شدهاند.27
حضرت رسول خاتم (ص) در حدیث اول لزوم اعتراض در مقابل بدعت را متذکرشده که خود مبین اعتقاد ایشان به آزادی بیان میباشد اما در حدیث دوم با مثالی زیبا و بیبدیل حدود آزادی از جمله آزادی بیان را متذکر شده و با این مثال زیبا این مفهوم را القاء نموده که آزادی بدون حد و حصر به هلاکت منتهی میشود و این مسألهای است که ماده 22 اعلامیه حقوق بشر نیز به آن اشاره دارد: «آزادی افراد محدود است به اینکه موجب زیان و تجاوز به حقوق دیگران و سلب آزادی آنان نباشد و نیز برخلاف مصالح عمومی عملی انجام ندهد.»
بند سوم – نظر اهل سنت در خصوص آزادی بیان
آنچه احادیث و بیانات از رسول اکرم (ص) و علی (ع) در خصوص آزادی بیان در بند پیشین نقل گردید متواتر در کتب اهل سنت نیز نقل گردیده و مشترک بین اهل سنت و تشیع میباشد با این حال نقل چند حادثه تاریخی از خلیفه دوم نشان میدهد که در دید بزرگان اهل سنت آزادی بیان چه جایگاه مهمی داشته است:
قضیه آن عرب را همه نشیدهاند که وقتی عمر در بالای منبر با مومنین عهد و پیمان میبست وی گفت اگر در مسند خلافت از حکم خدا و سنت رسول عدول کنم مرا متوجه سازید عربی برخواسته و گفت: اگر تخلف کنی تذکر نمیدهیم با شمشیر راستت میکنیم.28 و یا زمانی که عمر خواست مهریه زنان را محدود سازد و از حد معین بیشتر را به نفع بیت المال مسلمین ضبط و توقیف نماید – زنی از صحابه به این مسأله اعتراض نمود و آن را برخلاف کتاب خدا و سنت پیامبر دانست و عمر چنین گفت: مردی اشتباه کرد و زنی صحیح گفت. که اشارهای به اشتباه خودش و صحت گفته آن زن داشت.
بنابراین در دوران اولیه اسلامی هیچگونه اختناق و خودرایی حتی در سیرت و صفت خلفای سه گانه راشد (عمر – ابوبکر و عثمان) دیده نمیشود و در اسلام از قرن پنجم و ششم است که دوران تعصب شروع میشود و بعد کشت و کشتار و اختناق مذهبی آغاز میگردد اما در اوایل میبینیم که حتی رهبران فرقه اسلامی مثلاً ابوحنیفه مالک و شافعی هیچگاه به عنوان اینکه این نظر حق است و بس حرف نمیزنند.29 و امکان اظهار نظر افراد دیگر در خصوص عقیدهشان را با نقل و عمل اعلام میدارند که این خود مصداق بارز آزادی بیان در قرون اولیه اسلامی میباشد.
بند چهارم – نظر متفکران و اندیشمندان اسلامی در خصوص آزادی بیان
بسیاری از اندیشمندان اسلامی در لابلای متون فقهی و اندیشههای دینی، به تبیین ضوابط و محدوده آزادی بیان و اظهار عقیده پرداختهاند. در ادامه به بررسی دیدگاه برخی از متفکران معاصر پرداخت میشود:
1- امام خمینی (ره)

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید